العلامة المجلسي
614
حياة القلوب ( فارسي )
خواهى تأسّى كن به موسى كليم اللّه عليه السّلام در وقتي كه عرض كرد رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ « 1 » ، واللّه كه سؤال نكرد مگر نانى كه بخورد ، زيرا كه گياه زمين مىخورد وسبزى گياه از پوستهاى شكمش ظاهر بود وديده مىشد از بسيارى لاغرى بدن وكاهيدن گوشت أو « 2 » . ودر خطبهء ديگر فرموده است : حق تعالى با موسى سخن گفت سخن گفتنى ، وبه أو نمود از آيات خود امر عظيمى بىآنكه سخن گفتن أو به عضوى يا به آلتى يا به زبانى يا به دهانى بوده باشد ، بلكه آوازى در هوا آفريد وموسى عليه السّلام شنيد « 3 » . مؤلف گويد : حق تعالى خطاب فرمود به موسى در بقعهء مباركه كه : « بكن نعلين خود را بدرستى كه تو در وادى مقدسي كه آن طوى نام دارد » « 4 » ، وخلاف كردهاند مفسّران كه چرا امر فرمود أو را به كندن نعلين به چندين وجه : أول آنكه : از پوست خر مرده بود ، لهذا فرمود بكن ، واين مضمون به سند موثق از حضرت صادق عليه السّلام منقول است « 5 » . دوم آنكه : از پوست گاو تذكيه كرده بود ، وامر به كندن براي آن بود كه پاى مبارك آن حضرت به آن وادى مقدس برسد . واز حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه : آن وادى را براي آن مقدس گفتند كه أرواح در آنجا تقديس كردند ، وملائكة را در آنجا برگزيدند ، وخدا در آنجا با موسى سخن گفت « 6 » . سوم آنكه : چون تواضع وشكستگى در پا برهنه كردن است ، امر فرمود پا را برهنه
--> ( 1 ) . سورهء قصص : 24 . ( 2 ) . نهج البلاغة 226 ، خطبه 160 . ( 3 ) . نهج البلاغة 262 ، خطبه 182 . ( 4 ) . سورهء طه : 12 . ( 5 ) . علل الشرايع 66 . ( 6 ) . علل الشرايع 471 .